فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

167

تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )

و اميرزاده الوند بيك « 1 » از شيراز رسل و تحف با اظهار مطاوعت و ارسال سكّه به پايهء سرير اعلى فرستاد و معروض داشت كه پدرم مرحوم « 2 » چون فارس را ( 89 - ر ) به خورش اين بنده مقرّر فرموده بود ، اگر حضرت عم كاميار « 3 » همان خورش را به نهج « 4 » استمرار عنايت فرمايد ، بعيد نباشد . عنايت خسروانه [ رعايت ] صلهء رحم فرمود و نشان همايون عزّ صدور يافت كه شيراز به خورش اميرزاده الوند مقرّر باشد و ملك شبانكاره اگر چه امراى شيراز كاره بودند ، داخل جمع ديوان اعلى شد . چون امر شيراز بدين نسق اتّساق يافت ، حكم همايون صادر شد كه بايندر بيك به پايهء سرير « 5 » خلافت مصير راجع گردد . بايندر بيك داروغگى اصفهان به خويش خود هابيل « 6 » بيك رجوع كرده ، متوجّه دار السّلطنه شد . و چون شهرت تمام دارد كه اكثر فتنه‌ها [ و ] حوادث كه در عراق [ ناشى ] مىشود ، منشأ آن سرداران اصفهانند ، تمام اكابر را به رسم نام بردار « 7 » به آذربايجان « 8 » آورد . پدر مرحوم [ اين ] بنده « 9 » ، جمال الحقّ و الحقيقه ، روزبهان - اعلى اللّه درجته فى الجنان - با آنكه دستار سردارى را سالها بود كه به تاج ترك تبديل نموده و از مناصب اجداد كرام بالكلّيه اعراض فرموده بود و در كنج فراغى به قناعت پرداخته و در گوشهء باغى اين ابيات حسب حال خود ساخته ، نشسته بود « 10 » . ابيات « 11 » سرو صفت باش بر اين « 12 » طرف جو * خرقهء « 13 » سبزى و كنارى بجو « 14 » خرده گُزينِ درمِ كس مباش * سايه نشين حرم كس مباش ( 89 - پ ) در اين حال به اسم سردارى ، پدر در عين شدّت برودت مبتلا به بلاى سفر شد و در دار السّلطنة تبريز به رايات مسرّت‌انگيز پيوست و به عزّ مجالست همايون مشرّف شد و

--> ( 1 ) . KP : بك . ( 2 ) . P : پدر مرحوم . ( 3 ) . K : كامكار . ( 4 ) . K : منهج . ( 5 ) . P : سرير + اعلى . ( 6 ) . F : هايل . ( 7 ) . P : نام برد . ( 8 ) . K : آذربيجان . ( 9 ) . F : پدرم مرحوم بنده را . ( 10 ) . P : « نشسته بود » ندارد . ( 11 ) . P : شعر . ( 12 ) . P : در اين . ( 13 ) . P : خرقه + و . ( 14 ) . F : بجوى .